ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

41

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

به زور جزيه گرفته شد . در نتيجه آنها از اسلام روى برگاشته با تركان كافر همدست شدند . و در سراسر فرارود پايگاه تازيان به خطر افتاد . در جنگى كه پس از آن رخ داد ثابت قطنه كه از زندان رهايى يافته بود كشته شد . شش سال پس از آن در سال 116 / 734 شورش بزرگ مرجئان به رهبرى حارث پسر سريج آغاز گشت . از حارث نخستين بار چنين سخن مىرود كه در جنگى كه به كشته شدن ثابت قطنه انجاميد از خود دلاورى نشان داده است . شورش حارث هر چند يك بار تا زمان مرگش در سال 128 / 746 همىبود . بيشتر كمك‌هايى كه در مرحله نخست به او ميرسيد از سرزمين‌هاى تخارستان پايين ، جوزجان ، فارياب ، طالقان و بلخ بود . چندى پس از آن هنگامى كه او را از سرزمين‌هاى اسلامى بيرون راندند به ناچار به خاقان تورگش و سرداران كافر ديگر همدست شد . در ميان يكدل‌ترين ياران و پركارترين ياورانش برخى از دوستان پيشين ابو صيدا ، مانند ربيع پسر عمران تيمى ، بشر پسر جر مور ضبى ، ابو فاطمه ازدى و قاسم شيبانى ديده مىشدند . اينان نو مسلمانان سغدى را در پايداريشان عليه جريان جزيه‌گيرى اجبارى يارى داده بودند . سرانجام جهم پسر صفوان كه از متكلمان بود ، سخنگوى مذهبى جنبشى شورشى گشت . بعدها كمابيش همه صنف‌هاى مسلمانان جهم را به سبب تندروى در برخى از پندارهايش يكى از ملحدان اصلى جهان اسلام شمردند . محدثان از او به بدى ياد كردند به ويژه چون او را يكى از نويسندگان عقيده ماهيت مخلوقى قران و از مرجئيان افراطى مىدانستند كه ايمان را تنها عقيده قلبى دانسته از براى تأييد زبانى ( اقرار ) كه مرجئيان ميانه‌روتر آن را روا مىدانستند اهميتى قائل نبودند . حارث در برنامه سياسى خود نيز آشكارا تندروتر از جريان اصلى مرجئه بود . او كه عامه را بر بنيان قرآن و سنت پيامبر به اصلاح فرا مىخواند در واقع آرزومند بود كه خلافت امويان را سرنگون كند ، ديرى نپاييد كه از براى جامه و پرچم خود رنگ سياه را برگزيد كه با مهدى موعود اسلام ربط داشت و نيز خواست كه گزينش پذيرفتنىترين نامزد خلافت به عهده شورايى واگذار شود . تبليغ‌هاى او نشانگر اين